اشعار اعضای کانون ادبی

شهیدان
نغمه های آن شهیدانی که در آواز بود
خنده ها بر مرگ میکردند ویک آغاز بود
یاد باد آن خاطرات جبهه ها در وقت جنگ
چهره ای از عشق، قابی از گذشت وناز بود
بوی عطر آمیز می آمد زخون لاله ها
چون که ارواح خدا هر لحظه در پرواز بود
هر که می آمد در آن خاک مقدس،خاک خون
در وصال طعم شهادت ،آز بود
پاره میشد سینه ها و سر جدا بود از بدن
چون قماشی تکه در دکان یک بزاز بود
آن شهیدانی که جان برکف شدند در راه عشق
هر کدامش در فداکاری خود غماز بود
جان به کف در راه ناموس و وطن می آمدند
روبروی تیر عدوانی که چون شهباز بود
بوی می از رختشان از دور میآمد بسی
مست از جام الهی ،چشمشان طناز بود
در رسیدن سوی مقصد ،با تلاش و پشتکار
هر دری از جانب حق، روی ایشان باز بود
اهل بینش، اهل دل ، بودند واهل معرفت
فیضی از روح القدس با روحشان دمساز بود
در نظر بازی ورندی، الفت ومردانگی
جان نثار راه حق گشتند وآن یک راز بود
از اسارتهای شیطانی و امیال درون
هر شهیدی وارهید و باعلی انباز بود
هر دمی از دور می آمد صدای دلکشی
نغمه آنها که با الله اکبر ،ساز بود
شاعرا!هرچند، از انها بگویی عاقبت
کم تو گفتی ، همچنین آن مطلبت ایجاز بود
جعفر محیط -انجمن ادبی کتابخانه عمومی دوزه