معرفی شهید مهرماه بخش سیمکان
با یاد تو قلم می زنم ای همیشه دوست
شهید اسماعیل صیادی
سال 1341 تاریخ در گوشه ای از دل خود نام کودکی را حک کرد که بعد از گذشت سالها موجب رو سفیدی او شد.
هر روز برگهای کتاب زمان ورق می خورد و آن کودک در دامن سختیهای روزگار روز به روز بزرگ وبزرگتر می شد تا اینکه زمان فراگیری علم ودانش فرا رسید وما نند دیگر هم سن وسالهایش به سراغ یادگیری وعلم آموزی رفت.هر چند دوران علم آموزی او مقارن با رژیم مستبد پهلوی بود ولی علم را هر چند اند ک باید آموخت اگر چه از کافر باشد.
تحصیلات ابتدایی را در روستای محل تولد خود –کوشک سر تنگ- به پایان رساند ودر کنار درس به خانواده کمک می کرد.به دلیل نبود امکانات در روستا، برای ادامه تحصیلات به میمند عزیمت کرد و اما، مدتی که گذشت ، دوری از خانواده و محیط فاسد آن زمان و مقارن شدن با درگیری ها وتظاهرات انقلا بی مدرسه را رها کرد وبه روستای خود برگشت و در کنا ر پد ر مشغول به کار کشاورزی ودامداری شد .
فردی مقید وبا خدا بود و به نماز اول وقت اهمیت خاصی می داد . وجودش برای خانواده سرشار از خیر وبرکت بود .
با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز شدن جنگ ، دنبال بهانه ای بود که دین خود را به اسلام وامام ادا کند در نتیجه داوطلب انجام خدمت سربازی شد . بعد از گذراندن دوره آموزشی درپادگان شهید دستغیب جهرم ، همراه گروه 45 نفره ای که هر ماه به مناطق عملیاتی اعزام می کردند، به مناطق عملیاتی غرب کشور-کردستان- اعزام شد.
واین بار پادگان" دیوان دره" شاهد دلاوری ها ورشادتهای آن بزرگ مرد ودیگر همرزمانش بود .آنها در آن منطقه مسئول تامین امنیت جاده بودند .
تاریخ 28/7/61 گواه این است که ایشان همراه 10 نفر از دیگر همرزمانش ، زمانی که از گشت جاده ای بر می گشتند با کمین منافقین مواجه وبعد از درگیری با آن کوردلان و به هلاکت رساندن چند تن از آنها به دلیل کمبود مهمات 6 نفر از آن جمع به اسارت و5 تن دیگر با آغوشی باز به استقبال شهادت رفتند که شهید اسماعیل صیادی هم در زمره آنها بود.
روحش شاد یادش گرامی راهش پر رهرو باد.